
bitter
(مزه) تلخ، (شخص، نگاه، لحن) تلخ، ناخوشایند، (نقد، سخن) تند، زننده، زهرآگین، نیشدار، (سرنوشت، تجربه) شوم، دردناک، غمانگیز، (نفرت) عمیق، (اعتراض، نزاع، دشمنی) سخت، شدید، (درد) تحملناپذیر، توانفرسا، (سرما، زمستان) سخت، شدید، کشنده،
ما اینجا ۱۵۰۰۰ کلمه با بیشترین فراوانی در زبان انگلیسی رو برای شما در ساده ترین محیط با هدف حداکثر تمرکز فلش کارت کردیم.