
clinical
(درمان، آموزش) بالینی، کلینیکی، بستری، وابسته به بستر بیمار، واقع شونده بر بالین بیمار، (مجازی) (برخورد، نگرش) واقع بینانه، خونسردانه، سرد، بی احساس، (اتاق و غیره) ساده، بدون تزیین
ما اینجا ۱۵۰۰۰ کلمه با بیشترین فراوانی در زبان انگلیسی رو برای شما در ساده ترین محیط با هدف حداکثر تمرکز فلش کارت کردیم.