
force
زور، نیرو، جبر، نفوذ، (درجمع) قوا، (فیزیک) بردار نیرو، خشونت نشان دادن، قفل یا چفت را شکستن، بزور گرفتن، بزور بازکردن، راندن، بازور جلو رفتن، زور، تحمیل، مجبور کردن
ما اینجا ۱۵۰۰۰ کلمه با بیشترین فراوانی در زبان انگلیسی رو برای شما در ساده ترین محیط با هدف حداکثر تمرکز فلش کارت کردیم.