
indicate
نشان دادن، نمایان ساختن، اشاره کردن، نشانگر (چیزی) بودن، نشان دهنده (چیزی) بودن، دلالت بر (چیزی) داشتن، حاکی از (چیزی) بودن، ایجاب کردن، ضروری ساختن، (پزشکی) تجویز کردن، به طور مجمل بیان کردن، خاطر نشان کردن، (اتومبیل) راهنما زدن، با دست علامت دادن
ما اینجا ۱۵۰۰۰ کلمه با بیشترین فراوانی در زبان انگلیسی رو برای شما در ساده ترین محیط با هدف حداکثر تمرکز فلش کارت کردیم.