
labor
کار، کارگران، طبقهی کارگر، نیروی کار، کارگر، اتحادیههای کارگری، زایمان، وضع حمل، کار کردن، رنجبری کردن، با زحمت انجام دادن، جان کندن، رنج کشیدن، (مطلبی را بیش از اندازه) شرح و بسط دادن، (زیاده) تکرار کردن، وابسته به کار و کارگر، (انگلیس - L بزرگ) حزب کارگر
ما اینجا ۱۵۰۰۰ کلمه با بیشترین فراوانی در زبان انگلیسی رو برای شما در ساده ترین محیط با هدف حداکثر تمرکز فلش کارت کردیم.