
scuff
سطح چیزی را خراشیدن، مالیدن (کفش یا پا روی زمین)، (کفش یا پا را) روی زمین کشیدن، ، Scruff: پس گردن، Scruffy: ژولیده، کثیف
ما اینجا ۱۵۰۰۰ کلمه با بیشترین فراوانی در زبان انگلیسی رو برای شما در ساده ترین محیط با هدف حداکثر تمرکز فلش کارت کردیم.

ما اینجا ۱۵۰۰۰ کلمه با بیشترین فراوانی در زبان انگلیسی رو برای شما در ساده ترین محیط با هدف حداکثر تمرکز فلش کارت کردیم.