
undermine
(پایهی چیزی را) سست کردن، (از زیر) فرسایش ایجاد کردن، از زیر کندن، تضعیف کردن، تهدید کردن، آسیب زدن، به خطر انداختن، ، Undergo: متحمل شدن
ما اینجا ۱۵۰۰۰ کلمه با بیشترین فراوانی در زبان انگلیسی رو برای شما در ساده ترین محیط با هدف حداکثر تمرکز فلش کارت کردیم.