انقدر سرم گرم کار بود که رفتم اشتباه
~#**************#~
یادم نبود که زندگی یعنی همین لحظه ها
~#**************#~
تو بیداری توی خواب، همش درگیر نقاب
~#**************#~
چیکار کنم کی بشم؟ چی بم میرسه ته راه
~#**************#~
اما سوالی نبود؛ که بخواد پیدا شه جواب
~#**************#~
همش بازی بود؛ بازی خاک آب و ابر و باد
~#**************#~
بمون بیدار و بازی کن، اصلا بازی رو بباز
~#**************#~
چون یهو میخوابی میبینی همشو برده با
~#**************#~
رسیدی رها شدن گذشتم از این شب تار
~#**************#~
رهایم کن زین قفس مرا تو ماهی به شهر من بتاب
~#**************#~
کی میگه دنیا کوچیکه کی اصلا تهشو دیده
~#**************#~
کی میدونه آخر قصه ما آدما چیه
~#**************#~
کی میدونه چرا اینجاییم؟ یا اصلا اینجا کجاست
~#**************#~
این دنیا پر از رنگ و نور و زندگی و بازیه
~#**************#~
چرا جدی بگیرم؛ دردای کوچیک رو اصلا
~#**************#~
چرا نخندم به مانع و راهمو نرم
~#**************#~
چرا بذارم زمان بگیره زمانو ازم
~#**************#~
چرا بازی نکنم و نشم اولین نفر
~#**************#~
اگه باختمم مهم نیس یادش میره از سرم
~#**************#~
رسیدی رها شدن گذشتم از این شب تار
~#**************#~
رهایم کن زین قفس؛ مرا تو ماهی به شهر من بتاب