
از بغض، از دلواپسی، راه فراری نیست ~#**************#~ در سینهی این شهر آرام و قراری نیست ~#**************#~ گوشه به گوشه زخمهای تازه میبینم ~#**************#~ هرقدر میگردم دل امیدواری نیست ~#**************#~ ما خسته و بیجان ~#**************#~ با ترس بیپایان ~#**************#~ در انتهای کوچهای تاریک و بن بستیم ~#**************#~ زخمیم و بیمرهم ~#**************#~ فکر نجات از غم ~#**************#~ فکر عبور از دردهای مشترک هستیم ~#**************#~ دلشورهها پشت نقاب خنده پنهانند ~#**************#~ لبخندها، لبخندهای پایداری نیست ~#**************#~ در سینهام جز درد، همدردی نمیبینم ~#**************#~ جز ما برای ما پناهی نیست، یاری نیست ~#**************#~ ما خسته و بیجان ~#**************#~ با ترس بیپایان ~#**************#~ در انتهای کوچهای تاریک و بن بستیم ~#**************#~ زخمیم و بیمرهم ~#**************#~ فکر نجات از غم ~#**************#~ فکر عبور از دردهای مشترک هستیم