
دلم نیامده که لحظه ای رها کنم تو را ~#**************#~ عذاب پای من شکستنت بهانه شد فدا کنم تو را ~#**************#~ دلم نیامده که از خودم جدا کنم تو را ~#**************#~ به بت پرستیم قسم نشد بمانی و خدا کنم تو را ~#**************#~ در من غمی شبیه یک خزان است ~#**************#~ که هر چه میکشم از آن است ~#**************#~ چیزی به پایانم نمانده با این تنی که نیمه جان است ~#**************#~ برای بردن تو از یاد حتی زمان هم ناتوان است ~#**************#~ دیدی از هر چه ترسیدم همان شد ~#**************#~ بهای عشقمان گران شد ~#**************#~ همیشگی ترین سکوتم سقوط من چه بی زمان شد ~#**************#~ تنها پناهم از نبودت این گریه های بی امان شد ~#**************#~ تو ناتمام من شدی ولی غمت ادامه دار است ~#**************#~ یک قلب زندانی همیشه ترسش از طناب دار است ~#**************#~ میبوسم این زخمی که جا مانده هنوز از خاطراتت ~#**************#~ این زخم زیبا را نمیبندم چون از تو یادگار است