
سفر چگونه دست من را ~#**************#~ از آن همه گرمی جدا کرد ~#**************#~ گویی صدایی از ته گور ~#**************#~ چو مرگ من، من را صدا کرد ~#**************#~ من و ترن در هم خزیدیم ~#**************#~ از تو دگر چیزی ندیدیم ~#**************#~ میان راه آهن شهر ~#**************#~ چگونه از هم دل بریدیم ~#**************#~ صدای اندوه درونم چگونه خالی از صدا شد ~#**************#~ آیا در آن لحظه ندیدی که باورم خیال ما شد ~#**************#~ میترسم از این غم که دیگر هرگز به خانه برنگردم ~#**************#~ در خانه تنها مینشینی اکنون میان خاطراتم ~#**************#~ حس میکنم چیزی نمانده جز فکر خانه در سر من ~#**************#~ با من یکی شو بعد این راه ای ابتدا و آخر من ~#**************#~ سوت ترن آواز تلخیست کز ارتعاشش میشوم سست ~#**************#~ با آن چگونه میتوان زیست در آن چه چیزی میتوان جست ~#**************#~ من و ترن درهم خزیدیم از تو دگر چیزی ندیدیم ~#**************#~ میان راه آهن شهر چگونه از هم دل بریدیم ~#**************#~ روزی دوباره میشود باز دروازه های بازووانم ~#**************#~ میگیریمت هر جا که باشم در بازووان ناتوانم ~#**************#~ فریدون فرخزاد