
روبرو به دیوان پادشاه گرگها ~#**************#~ از نسل نریمان٬از جنس آتش و خون و ایمان ~#**************#~ با وقار و وحشی٬همچون گرگ پارسی ~#**************#~ بجنگ به نام ایران ٬ همه با هم هادی چوپان ~#**************#~ من همچون سنگ مثل درد اراده کردم ~#**************#~ که بدیهیم تاج و تخت را پس بگیرم ~#**************#~ من از جنس سلحشوران ایرانی ~#**************#~ ده هزار سال تمدن توی رگهام ~#**************#~ پادشاه گرگها هادی چوپان ~#**************#~ مردی که غیر ممکن رو بی معنی کرد ~#**************#~ ساخت رویاهایش را رسیدن را معنی کرد ~#**************#~ امپراتوری که از سرباز به شاهی رسید ~#**************#~ قله هارا پشت هم رد کرد و به ساندو رسید ~#**************#~ بازگشته با نگاه خیره گرگ پارسی ~#**************#~ آتش و خون را به پا کرده تا شهر وگاس ~#**************#~ آخر قصه برای هیچکس پیدا نیست ~#**************#~ صحنه را آتش بزن ای پادشاه گرگها