که بادبان شکسته
~#**************#~
زورق به گل نشسته ایست زندگی
~#**************#~
در این خرابه ریخته
~#**************#~
که رنگ عافیت از او گریخته
~#**************#~
به بن رسیده راه بسته ایست زندگی
~#**************#~
هوا بد است تو با کدام باد میروی
~#**************#~
چه ابر تیرهای گرفته سینه ی تو را
~#**************#~
که با هزار سال بارش شبانه روز هم دل تو وا نمیشود
~#**************#~
گذر ز ناهموار این راه سر به ناکجای پر پیچ وخم
~#**************#~
شب است و با هم در این گردباد همسفریم ، با هم
~#**************#~
ما شاهکار خلقتیم
~#**************#~
شاکیان ظلمتیم
~#**************#~
دربندیم و آزاد
~#**************#~
از هفت دولتیم
~#**************#~
با ذهنهای سنتی
~#**************#~
در انتظار نعمتیم
~#**************#~
تشنه حقیقت و
~#**************#~
خسته از نصیحتیم
~#**************#~
چون برای ما رو تخته سیاه مرز خیر و شر کشیدن
~#**************#~
شاخه های دلخوشی چوسر کشید سر بریدن
~#**************#~
تلخ، تلخ کام ها که جامِ زهرو سر کشیدن
~#**************#~
اهل تزویر و همه آبکشان جا نمازیم
~#**************#~
همه محتاج دعا از راه راست بی نیازیم
~#**************#~
شاید تقدیرماست این شام تار و دوره کردن
~#**************#~
اما تقصیره باز
~#**************#~
اشتباه و توبه کردن
~#**************#~
سر سپردن
~#**************#~
به حال دیروز
~#**************#~
غبطه خوردن
~#**************#~
باید زندگی کرد
~#**************#~
قبل مردن
~#**************#~
جهان چو آبگینه شکسته ایست
~#**************#~
که سرو راست هم در او شکسته می نمایدت
~#**************#~
چنان نشسته کوه در کمین دره های این غروب تنگ
~#**************#~
که راه بسته، راه بسته مینمایدت
~#**************#~
زمان بیکرانه را تو با شمار گام عمر ما مسنج
~#**************#~
به پای او دمیست این درنگ درد و رنج
~#**************#~
بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ میزند
~#**************#~
رونده باش
~#**************#~
امید هیچ معجزی ز مرده نیست
~#**************#~
زنده باش