
هرکه دوپیمانه زد همره مستان عشق ~#**************#~ سر نکشد تا ابد از سر پیمان عشق ~#**************#~ بر سر آب آن که رفت اهل سراب است و بس ~#**************#~ طعم عطش می دهد چشمه ی جوشان عشق ~#**************#~ جامه ی تن خاک کن! جامه ی جان چاک کن! ~#**************#~ تابه عیان برزنی سر ز گریبان عشق ~#**************#~ زنده به وصل توام زان که درآمیخته ست ~#**************#~ جان من و جان تو ، جان تو و جان عشق ~#**************#~ از سر جوی ازل تا به کران ابد ~#**************#~ موج زنان می رود خون شهیدان عشق ~#**************#~ خون جگرخورده ام همچو عقیق یمن ~#**************#~ تا شودم خون بها خاتم رخشان عشق ~#**************#~ مست سرانداز بین! عاشق جانباز بین! ~#**************#~ رقص کنان می رود بر سر میدان عشق ~#**************#~ قسمت رهرو مباد غیر شراب وصال ~#**************#~ روزی عاشق مباد هیچ به جز نان عشق ~#**************#~ عاشق و آشفتگی یکسره همخانه اند ~#**************#~ مجمع دل های ماست زلف پریشان عشق ~#**************#~ نای و نوایش دهند از سر دلدادگی ~#**************#~ آن که چو نی می زند چنگ به دامان عشق ~#**************#~ مانده چنان ماه نو ، چشم جهانی به تو ~#**************#~ محو جمال تواند آینه داران عشق ~#**************#~ ره زده بر رهزنان ، قافله ی حسن تو ~#**************#~ مهد چنین طرفه هاست ، طرف بیابان عشق ~#**************#~ کعبه طوافش کند ، قبله بدو رو نهد ~#**************#~ آن که به سجاده زد شعله ز ایمان عشق ~#**************#~ جامه به خون می زند سر به جنون می زند ~#**************#~ بی سر و سامان شود هرکه به سامان عشق