
یاد از آن روزی که بودی زهره یار من ~#**************#~ دور از چشم رقیبان در کنار من ~#**************#~ حالیا خالیست جایت ای نگار من در شام تار من ~#**************#~ آخر کجایی زهر ~#**************#~ یاد داری زهره آن روزی که در صحرا ~#**************#~ دست اندر دست هم گردش کنان تنها ~#**************#~ راه میرفتیم و در بین شقایق ها بود عالم ما را ~#**************#~ لطف و صفایی زهره ~#**************#~ بود هنگام غروب آن روز افق زیبا ~#**************#~ ایستادی از برای دیدنش آنجا ~#**************#~ تکیه تو بر سینه ام دادی سر خود را گفتیم و گفت اما ~#**************#~ بس رازهایی زهره ~#**************#~ چون یقین کردی که در عشقت گرفتارم ~#**************#~ سرد گشتی و نمودی اینچنین خوارم ~#**************#~ خود نکردی فکر آخر نازنین یارم من همچو تو دارم ~#**************#~ آخر خدایی زهره