[قسمت ۱]
~#**************#~
به تو ای دوست، سلام
~#**************#~
دل صافت نفس سرد مرا آتش زد
~#**************#~
چه کنم با غم خویش که گهی بغض دلم می ترکد؟
~#**************#~
دل تنگم ز عطش می سوزد
~#**************#~
شانه ای می خواهم که گذارم سر خود بر رویش
~#**************#~
و کنم گریه که شاید کمی آرام شوم
~#**************#~
ولی افسوس که نیست
~#**************#~
ولی افسوس که نیست
~#**************#~
[قسمت ۲]
~#**************#~
دیگر ای باد صبا دست ز بختم بردار
~#**************#~
خبر از یار نیار
~#**************#~
دل من خاک شد و دوش به بادش دادم
~#**************#~
مگر این غم ز سرم دور شود
~#**************#~
ولی انگار نشد
~#**************#~
بگو ای دوست، چرا دور نشد؟
~#**************#~
چرا دور نشد؟
~#**************#~
[قسمت ۳]
~#**************#~
من تماشای تو می کردم و غافل بودم
~#**************#~
کز تماشای تو خلقی به تماشای منند
~#**************#~
گفته بودی که چرا محو تماشای منی
~#**************#~
و چنان محو که یک دم مژه بر هم نزنی؟
~#**************#~
مژه برهم نزنم، تا که ز دستم نرود
~#**************#~
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی
~#**************#~
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی