
حمله ای شد ~#**************#~ جنگ بود ~#**************#~ خنجرم در دست دشمن ~#**************#~ کمر،خمیده , پرزخم ~#**************#~ اشک هایم ، ناجی من ~#**************#~ می روند از ترس دشمن ~#**************#~ تیری از قلبم کشیدم ~#**************#~ قلب دشمن را که دیدم ~#**************#~ دیدمش صاف است و خوانا ~#**************#~ تیر من در دست من ماند ~#**************#~ دشمنم ، تیری دگر زد ~#**************#~ با محبت ~#**************#~ لبخند زد ~#**************#~ اسب من , احساس من ~#**************#~ مرو سوی خنجر یار ~#**************#~ دشمنم ، ای یار من ~#**************#~ بکُش این اسب حوس باز ! ~#**************#~ دست هایم بسته ، بر خاک ~#**************#~ خنجری در کفش دارم ~#**************#~ می زنی تو ، صبر دارم ~#**************#~ قلب من از سینه افتاد ~#**************#~ دیدمش ، زخمی تر از خاک ~#**************#~ گفتمش بار سفر بند ~#**************#~ پاسخ آمد ~#**************#~ من رسیدم ، ~#**************#~ آخر خط ~#**************#~ گفتمش مقصود ، این بود؟ ~#**************#~ پاسخش یک بیت ، این بود ~#**************#~ تو نفهمیدی و من پرواز کردم ~#**************#~ تو فقط مُردی و من ~#**************#~ آغاز کردم