
تو هر خاکی که باشم جبهه ی من اون چشاته ~#**************#~ تویی فرمانده قلبم از تو فرمان میپذیره ~#**************#~ تمام آرزوم بستن با قلبت اتحاده ~#**************#~ ولی این سنگر از حرفات داره اتیش میگیره ~#**************#~ تو دستور دادی از خط مقدم رد بشم تا تو بخندی ~#**************#~ واسه سربازی که جبهش تو بودی حکم تیر بارون ببندی ~#**************#~ تو از این که یه روزی پرچم صلح و بگیری طفره رفتی ~#**************#~ خلاصم کردی و دیدم که از من دل میکندی ~#**************#~ منور بود شبایی که تو باید ماه بودی ~#**************#~ تو از تمام نقشه دلم آگاه بودی ~#**************#~ خیال میکردم این بازی به نفع هر دومونه ~#**************#~ بجای دشمنم ایکاش که تو همراه بودی ~#**************#~ تو دستور دادی از خط مقدم رد بشم تا تو بخندی ~#**************#~ واسه سربازی که جبهش تو بودی حکم تیر بارون ببندی ~#**************#~ تو از این که یه روزی پرچم صلح و بگیری طفره رفتی ~#**************#~ خلاصم کردی و دیدم که از من دل میکندی